السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

188

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

كه رضاى مخلوق را بخشم آفريدگار خريدى نشيمنگاه خود را در آتش به بين راستى كه ابن سنان خفاجى در توصيف امير الحسن چه خوب سروده است شعرى را كه مضمونش چنين است : بدگوئى از كسى بنمايند آشكار * بر منبرى كه تيغ وىاش پايه برافراشت راوى گفت : آن روز يزيد لعين بعلىّ بن الحسين وعده داد كه سه حاجت او را برآورده خواهد نمود سپس دستور داد آنان را در منزلى جاى دادند كه نه از گرما نگاهشان ميداشت و نه از سرما ، آنجا بودند تا آنكه صورتهايشان پوست انداخت و در تمام مدّتى كه در اين شهر بودند كارشان نوحه‌سرائى بر حسين بود ، سكينة گفت : چهارمين روزى بود كه ما در شام بوديم خوابى ديدم و خوابى طولانى نقل فرموده كه در پايان آن ميگويد زنى ديدم كه بر هودجى سوار است و دست بر سر گذاشته پرسيدم اين زن